![]() |
![]() |
|
| با یه نگاه شروع شد...اونم اول نوجوونی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 2:17 توسط SAHAR |
|
|
هـــ ــ ــ ـوووو...
اینم از پایانِ 19سالگیِ سـ ـحـ ـر... بذار ببینیم تو این سال چیکارا کرده این سـ ـحـ ـر : 1. افتتاح وبلاگی با نامِ خـ ـوش قـ ـلـ ـب پس از هک شدن عشق سوخته 2. آپدیت کردنِ دوستی همجنس و البته آب زیرِکاه و سواستفاده گر و فوق العاده دیــــــــ به نام مینا ! 3. فراگیری دروسی جدید و سعی در اخذ دیپلم2 با عنوان حسابداری 4. بهبود بخشی به روابط با اعضای خانواده و بوی فرندِ گرام... 5. اشتغال به شغل شریفِ حسابداری، ویزیتوری و منشی گری به صورت همزمان در اثر جو گیری مضمن در خصوص یافتن استقلال فردی که البته به دلیل @..#..$یِ بنده در روز دوم به انصراف انجامید!!!!! :دیـــ 6. رفتن به سفری تقریبا 20روزه که 99% دلیلش حالگیریِ پسرهای فامیل بوووووووود! و باز هم :دیـــ 7. در همان سفرِ یاد شده : حالگیریِ شدید از موجودی ناشناخته که برخی از جوامع عمه یا ant مینامند آن را! 8. باز هم در سفر یاد شده : رفتن به خواستگاری برای پسرداییِ دلقکمان 9. رفتن به زیرِ جلدِ خواهرمان برای دادنِ پاسخ مثبت به یکی از خواستگارانِ محترم 10. تمرینِ حرکات موزون به صورت جدی برای عالی تر شدنِ همان حرکات موزون! 11. اساس کشی از وبلاگ خـ ـوش قـ ـلب به وبلاگ عشق سوخته 12. در آخرین روزهای 19سالگی : خوردنِ شکستِ شکمیِ فوق العاده سخت به دلیل جمع شدن پاپکرنِ گوجه ای 13. ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! با عرض پوزش حافظه ی اینجانب یاری نمیکنه دیگه
اَ اَ اَ اَ اَ گذشته از شوخی دیگه کم کم دارم ناامید میشم ... هــــــــ ــــــی کجایی جوونی که یادت بخیر! خداحافظ 19 سالگی و دروووووووود بر آغازه 20 سالگی....! البته تا اردیبهشت 92 کماکان 19 ساله خطاب میشیم...! خلاصه که برای چندمین بار تولدمون مبارک ... انشاا... تا هزااااار سال همراه با سلامتی در کنارِ خونواده ی گوگول مگولیمان، محمدم و شما دوستایِ عسل، بلا تولدمو به خودم تبریک بگم !! "آمین"
…
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 1:49 توسط SAHAR |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:22 توسط SAHAR |
|
|
سلااااااااااااام.... من برگشتم میگنا هیج جا وبه اول نمیشه!!!!!!! من اومدم و دیگه م حالا حالاها نمیرم.... تا بعد...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 14:7 توسط SAHAR |
|
|
سلام....
از عزیزانی که هنوز هم به این وبسایت سر میزنن تشکر میکنم... اما این وب چند ماهی میشه که هک شده و به اکثر بچه ها هم خبر دادم اما هنوزم تعدادی میان اینجا.. البته وبو پس داده بهم اما دیگه فعالیتی توش ندارم.... پس به آدرس جدیدی که میذارم مراجعه کنین... منتظرم.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 1:26 توسط SAHAR |
|
|
نخواستی که نخواستی یکصد سال سیاههههه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 20:3 توسط SAHAR |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 2:58 توسط SAHAR |
|
|
سلام دوست جونیای خودم چند ماهیه با یه سایت حافظ شناسی آشنا شدم که هم میشه فال گرفت، هم استخاره و.... که اینجا لینکشو واسه علاقه مندان میذارم اما....بریم سر اصل مطلب تو بخش آرشیو نظرات همین سایت حافظ یه تالار گفتمان راه اندازی شده که با تالارای بقیه ی سایتا فرق داره و به طور اتفاقی توسط چندتا اهل دل راه افتاده!! تو این تالار یه جو فوق العاده صمیمی وجود داره و بچه ها از طریق کامنت گذاری با هم حرف میزنن و گاهی برای حل مشکلشون مشورت میکنن، راهنمایی میخوان، واسه هم دعا میکنن و
طریقه ی ورود به تالار: اول وارد سایت حافظ میشین بعد رو قسمتی که نوشته "لطفا دیدگاه ارزشمند خود را بیان کنید" کلیک کنین....بعد از چند لحظه صفحه باز میشه! راستی نظرات سایت یا همون تالار یک روز در میون تایید و به نمایش گذاشته میشه... منتظرتون هستیم... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 11:7 توسط SAHAR |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 3:2 توسط SAHAR |
|
|
و ... دوســـــــــت داشتــــــــن برتر از عشــــــــــــق است و ... من هرگز خود را تا بلندترين قله هاي عشق پائين نخواهم آورد.
" آخرين جمله ي دكترشريعتي
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 0:23 توسط SAHAR |
|
|
امروز خورشيد شادمانه ترين طلوعش را خواهد كرد و دنيا رنگ ديگري خواهد گرفت قلبها به مناسبت آمدنت خوش آمد خواهند گفت. از روزي كه صدايت در وجودم طنين انداز شد، شتاب تپيدن قلبم رو به فزوني يافت... امروز ثانيه ها نام تو را فريااااااااااد مي زنند و اكنون من در اوج عشق...هيچگاه خود را در پستوي زمان تنها حس نميكنم. و تو آن عشق آتشيني كه با آمدنت به روزگار تيره و تارم رنگ مهرو وفا بخشيدي... دفترچه ي خاطرات قلبم را كه خالي از عشق و يكرنگي بود...سرشار از عشق و محبت كردي. من هميشه به قداست چشمهاي تو ايمان دارم...؛ چه كسي چشمهاي تو را رنگ كرده...؟؟ چند وقت ديگر گيتي تواند چون تويي خلق كند؟؟ امروز روز تولد توست و من هر روز بيش از پيش به اين راز پي مي برم كه تو خلق شدي براي من تا زيباترين لحظه ها را برايم بسازي... عزيزترينم... زيباترينم... بهترينم...
تولدت مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک خوشتلم...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 2:36 توسط SAHAR |
|
|
بامداد شنبه، خروس خون ساعت 3صبح: با خيال راحت خوابيده بودم يكشنبه صبح: اينباكس و بلوتوثم هنوز از ديروز خيلي درد ميكنه. يكشنبه ظهر: "عزيزم" به كامي زنگ زد دوشنبه ظهر: بدبخت شدم! دوشنبه بعدازظهر: پسره ي چشم سفيد بي حيا! خجالت نميكشه! همزمان داره هم از من استفاده ميكنه هم از اون! تنوع طلب هوس باز!! امشب ديگه ميخوام تكليفمو باهاش روشن كنم خدايا منو بسوزون! اين چه زندگي ايه آخه؟! سه شنبه ساعت 9:23:55 صبح: راستي الآن يه چيزي فهميدم. ايكبيري انگار اسمش ايرانسله. هوومو ميگم...! سه شنبه عصر: از وقتي هوودار شدم سعي ميكنم كارامو بهتر و دقيق تر انجام بدم. چهارشنبه بوق سگ: خسته ام. اعصابم خورده، هر كاري ميكنم ديگه به من توجه نميكنه پنج شنبه 8صبح: يه كار بد كردم. اما چاره اي نداشتم خيلي فوضوليم مي اومد آخه! از فرصت استفاده كردم و تا كامي خواب بود با بلوتوثم يه سركي كشيدم به اينباكس اون ايكبيري و پيامك هايي كه براش اومده بود رو خوندم : · زندگي قشنگه اگه براي تو باشه ... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه ... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه ... من قشنگ اگه با تو باشم ... اما تو هر جر باشي قشنگي. · از عشق تو من جوجه خروسم / قدقد بكني لپتو ميبوسم! جمعه: "عزيزم" زنگ زده بود. خيلي عصباني بود. بامداد شنبه، ساعت 3صبح: ""ديلينگ دولونگ ني نايي ناي" باز صداي پيامكم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم فروردین 1390ساعت 3:38 توسط SAHAR |
|
|
¤٪ اینم آخرین پسته من تو سال۸۹ ٪¤ خب دیگه ۸۹هم کم کم داره میره امسال که واسه من سال زیادجالبی نبود ولی درکل من که عاشق بهارمو بیصبرانه منتظر آخه چندتا از روزای خاص تو همین ماهه ۱فروردین که همه میدونین تحویل ساله ۴فروردین تولد دخی داییمه /که خیلی برام عزیزه/ و آخریشم که....
¤٪ اینم از آخرین خواسته هام تو آخرین روز سال ٪¤ *در این آخرین لحظات باقیمانده ی سال از خدا میخواهم که... هر کجا تردیدی هست...ایمان "" آمین"" ٪*٪ تولد دوباره ی طبیعت پیشاپیش مبارک ٪*٪
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 2:45 توسط SAHAR |
|
|
یک احساس زیبا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 0:1 توسط SAHAR |
|
|
دهانمان را مي بويند............ مبادا گفته باشيم:
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 15:26 توسط SAHAR |
|
|
همنفس گلم سلام ٬ دیگه یه گوله آتیشم مضحکه دوستم نداری ٬ دلم میخواد بیای پیشم عجیبه ٬ وقتی نمیخوای من یکی دیوونه ترم منتظرم ناز کنی و فقط بشینم بخرم یکی می گفت که آدما بیشترشون اینجورین بر عکس آرزوهاشون ٬ عاشق هم تو دورین ولی تو چی ٬ نه دوری و ٬ نه نزدیکی دلت میخواد اولش اینجور نبودی ٬ خوب یادمه ٬ یادت میاد ؟ باز که مث قبلیا شد ٬ باز که میذارمش کنار چشات چه برقی میزنه تو قاب عکست رو دیوار راستی یه چیزی رو بگم ٬ پشت سرم حرف میزنن میگن که جادو کردنش ٬ دوستن اونا یا دشمنن ؟ همش می پرسن اون چی شد ؟ آره دیگه تو رو میگن یکی میگفت اینجور کسا فکر یه آدم دیگن چیکار کنم ٬ خودت بیا ٬ جواب حرفا رو بده به قول جویا هوا ٬ بهمنه ٬ نا مساعده به تو نمیشه راس نگم ٬ از این خیالا ترسیدم از تو چه پنهون یه کمی پنهونی از تو رنجیدم به اونا چیزی نمیگم ٬ به هیچکی حرفی نزدم هرچیه من مال توام این کارا رو خوب بلدم اما تا کی ؟ باید تا کی این نقشا رو بازی کنم ؟ حالا که راضین همه ٬ باید تو رو راضی کنم ؟ راستی عجب دنیاییه ٬ کاراش عجیب و وارونس دیوونه کم بود ٬ خودشم از همه بیشتر دیوونس ببین گلم ٬ بهش من ٬ طاقت شونه هام کمه عین یاس همسایمون شاخه ی آرزوم خمه زخم زبون آدما هر ثانیه زیاد تره همش میگن کجاس ؟ چی شد ؟ تو رو نمیخواد ببره ؟ مادربزرگ میگفت برو طالعتو یه جا ببین منم آوردم عکستو ٬ گفتم تو فالم اینه ٬ این . . . همه بهم میخندیدن ٬ تو هم بودی میخندیدی؟ کاش خودتو به جای من میذاشتی و میفهمیدی خب دیگه دردا خیلی شد ٬ به درد آوردم سرتو گفتم شاید دریابی این دیوونه ی پرپرتو یه سر بزن ٬ یه کار بکن ٬ اینجا یه کم آروم بشه منم اگه دوس نداری بگو ٬ بذار تموم بشه یه نامه ی تابستونی ٬ تو یک شب ابری تیر تکلیفمو روشن کن و حق دل منو بگیر دوست دارم تکراریه ٬ خیلی بهت نیاز دارم قلبمو با هرچی توشه ٬ واست٬ تو نامت میذارم اگه دوسم داشتی که هیچ ٬ فقط رو نامه دس بکش اگر نه راحت بگو و بدون من نفس بکش فقط حقیقتو بگو ٬ هرچی تو قلبت میگذره به حرف قلبت گوش بده ٬ اینجوری خیلی بهتره
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 14:59 توسط SAHAR |
|
|
هیچ کلکی در کارنیست! این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود! البته بشرطی که تقلب نکنید!فقط به دستور العمل عمل نماید و تقلب نکنید، در غیر اینصورت نتیجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهید کرد که ایکاش تقلب نمی کردید!این بازی نتیجهای شاید خنده دار و در عین حال…شگفت انگیزی خواهد داشت! متن را یکجا تا پایان نخوانید بلکه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید! نکته: زمانی که میخواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل کنید که اشخاصی هستند که شما آنها را می شناسید (تبصره از خودم: یعنی اسم الکی یا بیخودی ننویسید!!!) مهم: همچنین بیاد داشته باشید که بهنگام نوشتن اسامی و عمل کردن به دستورالعمل از احساس و غریزه خود استفاده کنید و بیخودی و بیش از حد فکر نکنید بلکه آنچه که در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید! با زهم باید گفته شود که به آرامی و مرحله به مرحله به انتهای متن بروید در غیر اینصورت نتیجه درست نخواهد بود و آنرا ضایع خواهید کرد! خوب حالا یک قلم و یک برگ کاغذ آماده کنید. ۱- اول از هر چیز اعداد ۱ تا ۱۱ را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی کاغذ بنویسید. ۲- سپس در جلوی ردیف (ستون) ۱ و ۲ هر عددی را که مایلید بنویسید. ۳- حال در جلوی ردیف ۳ و ردیف ۷ نام شخصی را از جنس مخالف بنویسید. قرار نشد به پایین نگاه کنید! تقلب ممنوع ! ۴- نام اشخاصی را که می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای ۴، ۵ و ۶ بنویسید. ۵- در ردیفهای ۸، ۹، ۱۰ و ۱۱ نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یک ترانه) ۶- اکنون نهایتا میتوانید یک آرزو کنید! و حالا کلید رمز گشایی این بازي... ۱- عددی را که در ردیف ۲ نوشته اید مشخص کننده تعداد اشخاصی است که شما باید در باره این بازی به آنها بگویید! ۲- شخصی که نامش در ردیف ۳ قید شده کسی است که شما عاشقش هستید! ۳- شخصی که نامش در ردیف ۷ قید شده کسی است که شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!) ۴- شخص شماره ۴ کسی است که شما بیش از همه به او اهمیت میدهید! ۵- شخص شماره ۵ کسی است که شما را بسیار خوب می شناسد. ۶- شخصی که نامش در ردیف ۶ قید شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسی) شماست! ۷- آهنگ قید شده در ردیف ۸ با شخص شماره ۳ تطبیق می کند (مرتبط است) ۸- آهنگ شماره ۹ آهنگی برای شخص شماره ۷ است! ۹- آهنگ شماره ۱۰ آهنگی است که بیش از همه افکار شما را بازگو می کند! ۱۰- و بالاخره شماره ۱۱ آهنگی است که می گوید شما در باره زندگی چه احساسی دارید! واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می آید که درست باشه! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 0:8 توسط SAHAR |
|
|
دوستان عزیزم سلام اگر ایرانی واقعی هستی پس چند دقیقه برای کشورت وقت بذار طی نظر سنجی از همه مردم خواسته شده که برای تعیین نام خلیج همیشه فارس رای بدهند خلیج همیشه فارس یا لطف کنید با صرف یک دقیقه وقت خلیج فارس را برای همیشه خلیج فارس نگهدارید همه جای ایران سرای من است زنده باد ایران و زنده باد ایرانی لطفا برای بالا بردن رای خلیج فارس این پست را در وبلاگ خود قرار دهید
برای رای دادن روی کلمه خلیج فارس کلیک کنید
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 19:43 توسط SAHAR |
|
|
تنهام و اتاق تاریک ... چشمام باز بهانه دارند باز تر شدند سکوت سنگینی هوا رو پر کرده... بغض نفس کشیدن رو واسم سخت کرده... چشمام رو می بندم اشکام آروم رو صورتم میاد پایین... یادت تمام وجودم رو گرفته... پشته هر تبسم زیبات...پشته هر گرمایه دستات... سوال های بی جواب می زارم.... اما جواب تو به من... اشک،سکوت،تنهایی و ... و هیچی هر چی هست تو می دونی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 10:34 توسط SAHAR |
|
|
*% تو كوچه اي بي انتها %* اي هميشه آشنايم "دوستت دارم" غمگينتر از فوج قناري هاي بي وقفه وقتي جوانمردانه تر از هرچه مردانند يا بر فراز ابرها ، يا در فرود خاك تو كوچه اي بي انتها، من عابري سرسخت اي كوه! وقتي با تو هم آواز ميگردم
*% تو را دوست دارم %* تو را دوست دارم، چرا باورت نيست؟ تمام خودم را -اگر چند ناچيز- من ابري ترين بغض –بغضي كه بايد- اگر هم در آتش، ولي باز با تو كويرم، پُر ازتشنگي، با تو اما و از هرچه سبز است حتي رساتر
*% از عشق، از تو، از غزل %* امشب هواي گريه كردن دارم امشب هم بغضِ ابرم، از صفاي گريه لبريز همزاد! تنهاييم را درياب و بگذار روح خيابان، در حصار شحنگان است بي وحشتي -عشق من- اما برآنم تا بلكه غمهاي دلم را از سر صبر آن وقت مي بيني كه من، مثل هميشه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 1:2 توسط SAHAR |
|
|
سلام دوستای گلم.... دو روز پیش یه رمان موب خوندم که به نظرم آموزنده و جالب بود. میخواستم طی چند ماه و فصل به فصل براتون تو وب بنویسم... ولی سایو براتو میلینکم که اگه اهلشین دانلودش کنین. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 1:44 توسط SAHAR |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 10:35 توسط SAHAR |
|
|
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 23:34 توسط SAHAR |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 1:50 توسط SAHAR |
|
|
سالهاست مينويسم...از وقتي نوشتن را آموختم؛ قلم را بر كاغذي سفيد چرخاندم...چقدر زيبا بود نوشته هاي كودكي...پربود از شور و شادي...از خنده ها؛ لجبازي ها؛ شيطنتهاي موزيانه.....! افسوس...هزار افسوس! كاش ميشد يك بار، تنها يك لحظه به آن دوران شيرين و رويايي برگردم... كاش در آن برهه ي زماني ميماندم و زمان ثابت ميماند.... چه شدند؟خنده هاي بلند كودكي را ميگويم... تمامش به هزاران فرياااااااااااااد بلند اما خفته در دل تبديل شدند... به زبانه هاي آتش...به دلي با كوله باري از حسرت...به بغضي سنگين در گلو... اين بار ميخواهم فريادي از سر شكايت سر دهم...شكايت از دنيا؛ از روزگار : ........... اما نه! مگر آنها خطايي كرده اند؟ نه بيگناه ترينند...اين ماييم، ما آدمهاي ساكن در دنيا كه روزگار شيرين گذشته را به چنين جهنمي تبديل نموده ايم... سالهاست مينويسم...اما براي چه؟؟؟ .....! دو سالي را براي عشق نوشته ام.اما چه عشقي؟ عشقي سوخته كه اكنون از آن يك دوستي ظاهرا عاشقانه بر جاي مانده؛ يك درياچه اشك حسرت؛ و در آخر يك لكه ي سياه در قلب به يادگار از خيالي پوچ و واهي... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 0:21 توسط SAHAR |
|
|
دوستای گلم....قربون شکل ماهتون : adustlove به معنی عشق سوخته ست
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 3:15 توسط SAHAR |
|
|
طبیبان بر سر بالین من می گفتند که: "امشب تا سحر این عاشق دلخسته میمیرد" زهر جا بگذرد تابوت من غوغا به پا خیزد چه سنگین میرود این مرده... "از بس آرزو دارد"
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 2:12 توسط SAHAR |
|
|
شاه دلم را حکم کردم تا بدانی ای نگارم: "در قمار با تو بودن...هستی ام را میگذارم"
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 2:7 توسط SAHAR |
|
|
زمانی که مرا بوسیدی متولد شدم وقتی ترکم کردی به ثانیه ای مردم ودردو هفته ای که عاشقانه دوستم داشتی زندگی کردم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 1:56 توسط SAHAR |
|
|
قصه ای خواهم نوشت قصه ای از سرنوشت قصه ای از سر دلتنگی خود خواهم نوشت قصه ام با آمدن آغاز شد آمدن در یه دنیای پر از رنج و عذاب لحظه ها را گذراندن با شراب سوختن و ساختن و دم نزدن رد شدن از کنار هر خوشی هم نوازی با سرود تلخ غم می نویسم از بازی این روزگار از دل سوخته این آدمان از اشکهای پریشان عاشقان می نوسیم تا کجا باید نویسم خود ندانم قلمم خسته شد از این همه رنج قصه ام را نا تمام خواهم گذاشت چون غم و رنج و عذاب ناتمامند عزیزانم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 18:55 توسط SAHAR |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام!
من سحرم. متولد:20-2-1372 گیلانی اما تو مشهد زندگی میکنم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. ஜ۩۞۩ஜ YOU ஜ۩۞۩ஜ *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. ஜ۩۞۩ஜ YOU ஜ۩۞۩ஜ *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. ஜ۩۞۩ஜ YOU ஜ۩۞۩ஜ *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. با تو از عشق میگفتم از پشیمانی و از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه؟!؟! و در جواب صدایی بی وقفه می گفت: " دستگاهِ مشترکِ مورد نظر خاموش می باشد " *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. ஜ۩۞۩ஜ YOU ஜ۩۞۩ஜ *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. از آدما دلم شکست واسه همیشه دلم میخواد دعا کنم اما نمیشه دوسش داشتم،دوسش...قد نفسهام بدونِ اون نمیتونم "من خیلی تنهام " *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. ஜ۩۞۩ஜ YOU ஜ۩۞۩ஜ *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. گفته بودی : یا تو...یا هیچکس!!! ولی منِ ساده انگار فراموش کرده بودم که این روزها هیچکس هم برایِ خودش کسیست کسی حتی مهمتر از من!! *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. ஜ۩۞۩ஜ YOU ஜ۩۞۩ஜ *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. آری این منم، این منم همان عاشقی که بر تو جان میداد و تو "کسی" هستی که برای رسیدن به خوشبختی به روی غرورِ انسانها قدم میگذاشتی ولی افسوس، افسوس که راهت برای رسیدن اشتباه بود افسوس، و افسوس که من برایِ "کسی" مثله تو نجابتم را شکستم... *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. ஜ۩۞۩ஜ YOU ஜ۩۞۩ஜ *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. گریه در چشمانِ من طوفان غم دارد فقط خنده بر لب میزنم تا کَس نداند رازِ من *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. ஜ۩۞۩ஜ YOU ஜ۩۞۩ஜ *´*•.¸¸.•**´*•.¸¸.•**´*•. |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1391 تیر 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 |
|
RSS
|